مداخلات غیردارویی برای مدیریت HADC

مداخلات غیردارویی برای مدیریت HADC

آیا مداخلات غیردارویی هم وجود دارد که باید برای مدیریت HADC در نظر گرفت؟ روانپزشک نقش مهمی در کمک به هماهنگی حمایت های روانی-اجتماعی برای بیماران دارد. آموزش مسایل روانی به بیماران و خانواده شان کمک می کند تا طبیعت HADC و راهکارهای مدیریت آن را بیاموزند. در مراحل اولیه HADC، افراد می توانند با نقایصی شناختی سازگار شده و به عملکرد نسبتا طبیعی خود ادامه دهند. آنها می توانند از راهکارهای سازگاری برای تقویت دیگر تواناییهای شناختی باقیمانده استفاده کنند و محدودیت خود را جبران کنند. بیماران تشویق می شوند:

  •  قرار ملاقات های خود را در جایی ثبت کنند

  • سرعت خود را کم کنند و هر بار تنها یک کار انجام دهند

  • ذهن خود را فعال نگه دارند (مثلا بازی های فکری، ویدیویی، جدول، پازل انجام دهند و مطمئن شوند که بازی ها با وجود چالشی بودن، خسته کننده نباشند)

  • مقدار زیادی استراحت کنند

  • قرارهای خود را طوری تنظیم کنند که کمتر خسته شوند

  • توانایی خود را در تمرکز و توجه از طریق حل مساله با صدای بلند تقویت کنند

  • از موقعیت ها و محیط های تنش زا مانند بازارهای بزرگ دوری کنند

  • از روشهای کاهش تنش و آرامش عضلانی استفاده کنند

  • از انجام کارهایی که در گذشته به راحتی انجام میدادند ولی اکنون برایشان ساخت است دوری کنند (مثلا تراز کردن حساب بانکی)

  • مرتب نرمش کنند

  • تا زمانی که می توانند از یک جعبه تنظیم مصرف قرصی برای مدیریت داروهای خود استفاده کنند و از کسی که بتواند در مصرف به موقع دارو کمک کند یاری بگیرند (مثلا یک پرستار خانگی، دوست، پرستار رسمی، کاردرمانگر)

​با پیشرفت HADC مشکلات شناختی هم بارزتر می شوند و بیمار مشکلات بیشتری برای سازگاری با آنها پیدا می کند. در این مرحله پرستار خانگی می تواند با کمک مهندسی محیطی سازه هایی را نصب کند که از پیچیدگی محیط برای بیمار بکاهد. هر چه محیط دارای ساختارهای مشخصی تری باشد، درک اینکه چه چیزی در اطراف آنها روی می دهد آسان تر است. بسته به شدت اختلال شناختی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • مرتب سال، ماه، روز، ساعت و مکان را به یاد بیمار آوردن

  • تقویم و ساعت در معرض دید باشد

  • نصب تاریخ و برنامه های روزانه فرد روی دیوار یا تابلو

  • استفاده از نور شب به ویژه برای کسانی که در تاریکی جهت خود را گم می کنند

  • قراردادن اشیا و عکس های آشنا برای بیمار در اتاقش (به ویژه اگر بیمار در یک بیمارستان یا دور از خانه بستری است)

  • قرار دادن مبلمان، وسایل شخصی و قاشق و چنگال و دیگر وسایل مورد استفاده در یک محلی ثابت

  • به کار گیری یک پرستار خانگی ثابت برای بیمار

  • نصب نشانه های بزرگ و مشخصی برای هر یک از اتاق ها

  • اطمینان از همراه داشتن کارت شناسایی همراه با نام و نشانی و تلفن پرستار خانگی

  • ارائه اطلاعات به آرامی و یک به یک و درخواست از بیمار برای تکرار دستورالعمل ها برای اینکه مطمئن شویم آنها را متوجه شده است

  • تشویق فرد به صحبت درباره مکان های آشنا، علایق و تجربیات گذشته

  • ارزیابی توان فرد در مدیریت تحریک و تنظیم میزان تحریک در محیط متناسب با آن (مثلا نگه داشتن فضایی نامرتب، تنظیم بیشترین تعدادی که می توانند همزمان با او دیدار کنند)

  • حذف هر چیزی در محیط که باعث عصبانیت می شود

  • ساده کردن کارها و اجازه دادن به فرد برای انجام آنها با سرعت خودش

مهمترین مداخله مشورت با یک کاردرمانگر، روانشناسی یا مشاور بازتوانی باسواد است که بتواند یک برنامه یا استراتژی اختصاصی برای فرد تهیه کند و به بیمار کمک کند که آن را اجرایی کند. در عمل، این راهکارها تنها بخش کوچکی از طبیعت سخت این مشکلات را برطرف می کند. با شدت گرفتن مشکلات شناختی، محدودیت اجرایی بیشتر می شوند. پس از افزایش حداکثری درمان HAART، کار کمی برای بیمار می توان انجام داد. پژوهشگران در حال آزمایش استفاده از بازتوانی شناختی در درمان HADC هستند چرا که استراتژی بهتری مورد نیاز است