اصول و مراحل تغییر رفتار

اصول و مراحل تغییر رفتار

بدون شک هر یک از ما موتورسوارانی را دیده‌ ایم که از کلاه ایمنی استفاده نمی‌کنند، پزشکانی که سیگار می‌ کشند و افراد چاقی که پرخوری می‌کنند. چرا این افراد علی‌ رغم اطلاع از نادرست بودن رفتارشان، آن را ادامه می‌دهند، قطعاً یکی از دلایلی که می‌توان در نظر گرفت این است که «به سود این رفتار بیشتر از زیان آن توجه دارند» یا «تغییر دشوار است» یا «رفتار از کنترل آنها خارج شده است».

از آنجا که موضوع تغییر در زندگی بشر از اهمیت اساسی برخوردار است و اصولاً هدف بسیاری از مداخله‌ها نظیر آموزش، وضع قوانین و مقررات، تشویق‌ها و تنبیه‌ها، بهبود و اصلاح رفتار افراد است مدل‌های مختلفی برای تغییر رفتار ایجاد شده است. در تمام این مدل‌ها چند عنصر اصلی وجود دارد؛ دانش و آگاهی، (مشخص کردن رفتاری که باید تغییر کند، باور به لزوم تغییر، یادگیری نحوة تغییر)، تصمیم، اجرا و ماندگاری.

هفت اصل برای تغییر رفتار از طریق كسب مهارت‌های زندگی عنوان شده است که دانستن آنها کمک‌ کننده است.

اصل اول:

ارایه اطلاعات گام اول برای هر نوع تغییر رفتار است. گرچه اطلاعات ضروری است، ولی به ندرت به تنهایی برای تغییر رفتار کافی خواهد بود. اطلاعات باید به سادگی فهمیده شود و مرتبط با نیاز افرادی باشد که قرار است تغییر رفتار بدهند.

انعکاس اصل اول در برنامه مهارت‌های زندگی:

برنامه استفاده از این اصل از طریق آموزش و ارایه اطلاعات اساسی درباره ایدز و اچ آی وی، بیماری‌های آمیزشی، حاملگی ناخواسته، مواد و داروها یا سایر عوامل اجتماعی خواهد بود.

اصل دوم:

میزانی از ترس برای افزایش انگیزه تغییر رفتار لازم است ولی چنانچه ترس اغراق‌ آمیز باشد اثر معکوس دارد و باعث می‌شود افراد در معرض خطر بودن خود را انکار کنند، در اینجا بهتر است به افرادی نیز اشاره شود که رفتار مشابهی داشته‌ اند اما با تغییر رفتار زنده و سرحال هستند.

این ترس حتی باعث می‌شود که فرد برای دریافت کمک‌های پزشکی نیز اقدام نکند. نشان دادن تصاویر بیماران با عفونت‌های شدید ناشی از ایدز باعث می‌شود که مردم، بیماران مبتلا را از جامعة خود دور کنند و خطر رفتاری که احتمال ابتلا به عفونت را در آنان ایجاد می‌کند، انکار نمایند.

انعکاس اصل دوم در برنامه مهارت‌های زندگی:

هنگام کار کردن با مهارت‌های زندگی، باید از منفی بافی و ترس اجتناب کرد و در عوض بر پیام‌های مثبت تمرکز نمود. پیام‌هایی نظیر آفرینش، بقا و تقویت رفتار مثبت، کار برای دستیابی به زندگی بهتر برای همه، زنان، جوانان و مردانی که با اچ آی وی / ایدز زندگی می‌کنند.

اصل سوم:

افراد، بیشتر احتمال دارد رفتاری را انجام بدهند که احساس می‌کنند قادرند آن را انجام دهند. مهم است که به مردم آموخته شود چگونه در رفتاری که قرار است آن را انجام دهند وارد شوند. نشان دادن مثال‌ هایی از رفتار سالم، باعث می‌شود فرد باور کند قادر است آن رفتار را انجام بدهد.

انعکاس اصل سوم:

به طور نظام مند، مهارت‌های زندگی تلاش دارد تا هنر انجام رفتار سالم ایجاد کند. بسیاری از برنامه‌ها فقط یک «فوران اطلاعات» به گروه وسیعی از مردم است. یک برنامه مهارت زندگی با گروه کوچکی از افراد و به مدت طولانی‌ تری کار می‌کند تا آنان برای مشارکت انگیزه‌ مند شده، رفتار جدید را بیاموزند، خود را با آن هماهنگ کنند، آن رفتار تقویت شود تا جایی که آنان احساس کنند قادرند آن رفتار را انجام دهند. آموزش به کمک همتایان می‌تواند تقویت بیشتری ایجاد کند چرا که آنان قادرند نمونه‌هایی مثبت از رفتار سالم باشند.

اصل چهارم:

چنانچه پیشنهادهای جایگزین مختلفی به افراد بشود احتمال اینكه آنان رفتار خاصی را انتخاب كنند بیشتر است. مثلاً علاوه بر پیشنهاد استفاده از كاندوم، گستره‌ای از رفتار كه خطر را كاهش می‌دهد مثل انجام رفتار سالم جنسی و انجام آزمایش اچ آی وی برای خود و شریك جنسی و نظایر آن نیز پیشنهاد می‌شود.

انعكاس اصل چهارم:

مهارت‌های زندگی مهارت تفكر نقادانه را به افراد می‌ آموزد به نحوی كه بتوانند در شرایط دشوار راه‌های متنوع بیابند. افراد به انتخاب‌های گوناگون دست پیدا ‌كنند به صورتی كه قادر به دنبال كردن برای رفتار سالم‌ تر باشند.

اصل پنجم:

کارزارها باید محیطی ایجاد كنند كه تغییر را تشویق كنند.

انعكاس اصل پنجم

تغییر در محیط اگر به صورت همه‌ جانبه‌ نگر باشد بهتر صورت می‌گیرد، استفاده از الگوهای مناسب رفتاری در تسهیل تغییر رفتار مناسب است.

اصل ششم:

احتمال تغییر در صورتی بیشتر می‌شود كه افراد متنفذ یك اجتماع آنرا بپذیرند.

انعكاس اصل ششم

توجه به نقش گروه‌های همتا در برنامه‌ ریزی مهم خواهد بود.

اصل هفتم:

بازگشت قابل انتظار است، بنابراین هر برنامه‌ ای باید به بازگشت به مسیر سالم توجه داشته باشد.

انعكاس اصل هفتم

بایستی برنامه‌های ویژه‌ ای برای كسانی كه ممكن است دچار مشكل شوند، طراحی گردد.

دیده شده است كه ارتباط قابل توجهی بین تغییر به سوی رفتار سالم و مهارت‌های زندگی وجود دارد.

مدل زنجیره تغییر پروچاسكا

مرحله پیش تصمیم گیری

فرد اصلاً نمی‌ پذیرد رفتاری وجود دارد كه باید تغییر كند.

مرحله تصمیم گیری

به این موضوع فكر می‌كند كه چیزی وجود دارد كه باید تغییر كند.

مرحله آمادگی

فرد آماده است تا تغییر رفتار را شروع كند، مثلاً دنبال مشاور می‌گردد.

مرحله عمل

تغییر رفتار را شروع می‌كند و آن را تمرین می‌كند.

مرحله نگهداری

رفتار تغییریافته درونی می‌شود.