روانپزشک چه زمانی آزمایش های عصبی-روانی را باید در نظر بگیرد؟

روانپزشک چه زمانی آزمایش های عصبی-روانی را باید در نظر بگیرد؟

آزمایش عصبی-روانی اطلاعات عینی در ارزیابی شکایت های شناختی به دست می دهد و به تشخیص زودهنگام و اختلالات عصبی کمتر آشکار کمک می کند. در صورت یکبار استفاده، تصویری مقطعی از توانایی اجرایی فرد متناسب با گروه کنترل که از نظر سن و تحصیلات همتاسازی شده اند به دست می دهد. این کار نقص های اجرایی را مشخص می کند. وقتی که این آزمون به صورت طولی استفاده شود، فواید بیشتری دارد چرا که اطلاعات عینی از مقاطع زمانی مختلف به دست می آید که می تواند برای بررسی پیشرفت نقایص یا پاسخ به درمان به کار گرفته شود. نمونه های ارزیابی مقطعی عصبی-روانی عبارتند از:

یک بیمار نگران توانایی های شناختی است و می خواهد تصمیم های مهمی درباره شغل خود بگیرد، به طور مثال بازگشت به دانشگاه، تغییر شغل یا پست یا درخواست های شغلی، تصمیم به اعلام از کار افتادگی. یک بیمار به دلیل عوامل سیستمیک یا ایمونولوژیک تمایلی به شروع HAART ندارد ولی اگر یافته های عینی از افت شناخت به دست آید ممکن است بتوان او را به این کار تشویق کرد. یک درمانگر می خواهد بین افسردگی و HACM افتراق دهد.

بیماری به نام کلر توسط یک روانپزشک بررسی شد و مشخص شد که افسرده نیست. اگر چه او همیشه حالت ناآرامی دارد، فقط وقتی که به مشکلات سر کارش فکر می کند احساس می کند که غمگین است. اشتها و انرژی او خوب است و حس خوبی نسبت به خود دارد و فکر می کند که نشانه هایش در حال بهبودی هستند. کلر با انجام آزمایش عصبی روانی موافقت می کند و مشخص می شود که توجه، سرعت حرکتی-روانی و حافظه کاری او مشکل دارد. او با روانپزشک و کار درمانگر خود کار می کند تا استراتژی های جبرانی را برای کمک به او در خانه و سر کار به کار گیرد. او تصمیم می گیرد که درمان ضد رترو ویروسی را نیز آغاز کند تا بیماری سیستمیک HIV او درمان شود و نشانه های شناختی او بهبود یابد. یک سال بعد، تکرار آزمایش های عصبی-روانی نشان می دهد که برخی ابعاد وضعیت شناختی کلر به ویژه کارامدی روانی-حرکتی او بهبودی داشته است.

مطالعه یک مورد: کمپلکس دمانس وابسته به HIV

راوی یک مرد همجنسگرای 50 ساله است که قایم مقام یک شرکت بزرگ است. طی دوره ای سه ماهه، کارفرمای او متوجه کاهش توان اجرایی او شده است. راوی دیگر نمی تواند مانند گذشته قرارها و دستور جلسه را به خاطر بسپارد. او تایید میکند که حافظه اش ضعیف تر از گذشته شده است. او می گوید که در ملاقات ها توانایی تمرکز ندارد و احساس می کند که دو گام کندتر از سرعت معمول فکری اش قدم بر می دارد. او در یادگیری یک برنامه رایانه ای جدید و یادآوری روند تازه ترین کتابی که دارد می خواند مشکل دارد. راوی گزارش می دهد که اغلب خسته است، انرژی کمی دارد، و علاقه ای به کارش و دیگر فعالیت ها ندارد. 

او در سال گذشته 3/6 کیلوگرم وزن کم کرده است و در خوابیدن مشکل دارد. علاقه اش به گذران وقت با دوستانش کم شده است. هم خانه ای او می گوید که در انجام کارهای خانه کمتر کمک می کند، حساس و مردد شده است. وقتی که هم خانه ای اش او را تشویق می کند، راوی از شرکت در فعالیت ها لذت می برد ولی تمایلی به شرکت در خیلی از کارهایی که قبلا از انجام آنها لذت می برده را ندارد. همه خانه ای اش از اینکه کندتر و دست و پاچلفتی شده ناراضی ا ست. راوی گزارش می دهد که بیش از آنکه غمگین باشد خسته است. او شبها الکل بیشتری مصرف می کند و داروهای غیرنسخه ای خواب هم مصرف می کند ولی بدون نتیجه است. هیچ ایده یا تصمیم خودکشی ندارد. در شرح حال خود و خانواده اش هیچ سابقه روانپزشکی وجود ندارد.

دو سال پیش یک حمله پنومونی پنوموسیستیس کارنه ای (pcp) داشته و در حال حاضر از نظر عمومی خوب است و فقط یک کاندیدیاز دهانی خفیف دارد. درمان ضد رترو ویروسی اش شامل افاویرنز 600 میلی گرمی چهار بار در روز، زیدو وودین 300 میلی گرم دو بار در روز و لامی وودین 150 میلی گرم دو بار در روز است. شمارش سلول های CD4 او 90 سلول در میلی متر مکعب است، حداقل شمارش سلول های CD4 او 25 سلول در میلی متر مکعب بوده و بار ویروسی او 50 هزار نسخه در میلی متر است.