ارتباط بین مشکلات شناختی و افسردگی چیست؟

ارتباط بین مشکلات شناختی و افسردگی چیست؟

اغلب سخت است که HACM از اختلال افسردگی ماژور افتراق داده شود. اختلالات معمولا با هم ایجاد می شوند. وجود بی علاقگی، بی انگیزگی، بی رمقی، نقص شناختی همراه HACM غم بیشتر ناظر بر تشخیص HACM (یا عوارض بیماری پیشرفته سیستمیک HIV) تا یک حمله افسردگی ماژور هستند.

درمانگران پیش از اینکه نشانه های کمپلکس را به افسردگی ماژور مرتبط کنند باید اتیولوژی ارگانیک را در بیمارانی که بیماری پیشرفته HIV دارند را رد کنند. شکایت های شخصی عصبی-شناختی اغلب با حالت افسردگی ارتباط دارد ولی لزوماً با کاهش عینی توانایی عصبی- شناختی مرتبط نیستند. در حالی که تعداد زیادی از مبتلایان به HIV مشکلات شناختی دارند، این مساله لزوماً بازتابی از توانایی های شناختی آنها نیست. یک روانپزشک باید به بیماران مشاوره بدهد تا زمانی که نشانه های آنها بهبود می یابد.

البته ممکن است شخصا متوجه بهبود نشانه های شناختی خود نیز بشوند. نشانه های اضطراب که در زمینه مشکلات شناختی روی می دهند در بیماری HIV بررسی نشده اند ولی درمانگران تصور می کنند که مشکلات شناختی و افسردگی ارتباط وجود داشته باشد. در مقابل، افرادی که مشکلات عملکردی مربوط به لب فرونتال-اجرایی دارند ممکن است گستره اختلال شناختی شان کمتر از اندازه واقعی تخمین زده شود چرا که مهارت های خود را نمی توانند ارزیابی کنند.

بیماران افسرده مشکلات بیشتری با تبعیت از درمان HAART دارند که ممکن است باعث کاهش درمان بهینه HIV از جمله HACM شود. روانپزشک می تواند نقش مهمی در تبعیت بیمار از رژیم HAART داشته باشد. همچنین می تواند با پزشک درمانگر بیمار HIV/AIDS ارتباط داشته باشد تا به جای اینکه ریسک ادامه درمان نامناسب به خاطر افسردگی را تحمل کنند به پزشک کمک کند تا درمان با تاخیر شروع شود یا یک مرخصی درمانی HAART به بیمار داده شود.