زنان وفادار می توانند در خطر باشند

زنان وفادار می توانند در خطر باشند

زنان وفادار می توانند در خطر باشند

خانم "ش" مادر دو فرزند است. او و خانواده اش در یک خانه اجاره ای مشترک در یکی از زاغه های متعدد پالانی (درهند) زندگی می کنند. همسرش آقای "م" راننده ریکشا است. (موتوری که با اتصال یک اتاقک شبیه ماشین کوچک می شود.

بعد از اینکه مدت های از خارش و ترشح زنانگی ناراحت بود، فهمید اسم چیزی که اذیتش می کند بیماری آمیزشی است. او هم چنین در مورد اچ ای وی /ایدز چیزهایی آموخت و فهمید که به خاطر رفتارهای پرخطر شهوهرش بی اندازه به ابتلای اچ ای وی آسیب پذیر است. خانم "ش" احساس می کرد باید این بیماری را از شوهرش گرفته باشد که دست به رفتارهای پرخطر می زند. او همچنین می دانست که شوهرش درآمد دیگری از راه پیدا کردن مشتری برای تن فروش ها دارد، اما نمی توانست در مورد این مشائل بحث کند.

خانم "ش" تصمیم گرفت بدون اطلاع شوهرش در بیمارستان محل، درمان را شروع کند و در همان جا پرستار به او کاندوم هم داد. وقتی خانم "ش" برای اولین بار به آقای "م" یک کاندوم نشان داد و توضیح داد که چگونه می تواند از هر دو در برابر ایدز محافظت کند، آقای "م" او را کتک زد. سپس خانم "ش" با فردی در محل در مورد مشکل صحبت کرد.این فرد یک برنامه نمایش اسلاید برای مردان محل ترتیب داد و آقای "م" را تشویق کرد در آن شرکت کند.

بعد از نمایش اسلاید بحثی در گرفت که آقای "م" را برانگیخت که رفتارهای پرخطر خود را بررسی کند. او اکنون در مورد ایدز با دوستانش صحبت می کند و هر وقت با یک تن فروش رابطه دارد، از کاندوم استفاده می کند. خانم "ش" می گوید: مدتی طول کشید تا او متقاعد شود اما الان اوضاع رو به بهبود است.