مدل مهارتی (IMB) آگاهی - انگیزه - رفتار چیست؟

مدل مهارتی (IMB) آگاهی - انگیزه - رفتار چیست؟

وقتی که روانپزشک درباره آگاهی مارکو درباره HIV و شـکل انتقال آن میپرسد، درمییابد که او تنها درك کمی از موضوع داشـته و گـیج اسـت. بـه علاوه، نقش درمان ضدرتروویروسی براي او شفاف نیست. انگیزه مارکو بـرای تغییر سبک زندگی و پایبندی به داروهای HIV ضعیف است و به نظر نمیرسد که او مهارت های لازم جهت تغییر رفتار خود را داشته باشد. روانپزشک از یـک مصاحبه ی ساختار یافته ای استفاده میکند که بر اساس آگـاهی _ انگیـزه _رفتار (IMB) مـدل مهـارتی اسـت تـا کمبودهـای اطلاعاتی و انگیزهاي مارکو را بررسی کرده و مهارتهای رفتاری مورد نیـاز او را شناسایی کند. 

مدل مهارتی (IMB) آگاهی - انگیزه - رفتار چیست؟

مدل (IMB) یک سازه نظری روا و پایا برای درك و تغییر رفتـار مخـاطره انگیـز HIV در جمعیـت هـای مختلف است. این مدل چهارچوب نظری براي تعیین رابط حساس بین آگاهی، انگیـزه، و رفتـار را در تـلاش بیماران برای جلوگیری از گسترش HIV یا پایبندی به درمان و همچنین ایجاد مـداخلات مناسـب در اختیـار مددکاران میگذارد.

آگاهی:

رفتار پیشگیری کننده با سطح آگاهی درباره عفونـت HIV مرتبط است. هر چه بیماران با سرولوژی مثبت HIV بیشتر آگاهی داشته باشند، بیشتر احتمال دارد قادر به جلوگیری از انتقال و پایبند به درمان باشند.

انگیزه:

با اینکه آگاهی کمک کننده است، آگاهی به تنهـایی بـرای جلـوگیری از گسـترش HIV کافی نیست. اشخاص آگاه ممکن است لزوماً انگیزه یا مهارت های رفتاری برای جلوگیری از انتقال HIV یـا پایبنـدی بـه درمان را نداشته باشند. منابع شخصی و اجتماعی انگیزه از عوامل عمده موثر بر رفتار مخـاطره آمیـز یـا عـدم پایبندی هستند. انگیزه متاثر از دیدگاه های شخصی، مقررات اجتماعی همسو یا ناهمسو با پیشگیری، نگرش بیمار نسبت به جدی بودن نتایج پایبند نبودن به مقررات، و همچنین نگرش بیمار نسبت به آسیب پذیری خود است. 

مهارت های رفتاری:

علاوه بر آگاهی و انگیزه، بیماران نیازمند مهارت های رفتاری خاصی هسـتند تـا بتواننـد از عفونت HIV، جلوگیری کنند (مثلا جرأتمندانه بودن در مقابل شریک جنسی) یا بتوانند در حد بالایی پایبند باشـند مثلا (توانایی گفتن مشکلات خود نسبت به مصرف به موقـع داروهـا بـرای پزشـک معـالج). بیمـارانی کـه چنـین مهارت هایی را ندارند (مثلاً توانایی مقابله باموقعیت های استرس بدون مصرف الکل) ممکـن اسـت رفتارهـای ناکارآمدی از خود نشان دهند.

با شناسایی نیازهای مارکو نسبت به آگاهی، انگیزه، و بهبـود مهـارت هـای رفتاری، روانپزشک میتواند به همراه مارکو روي این موارد کـار کنـد. او درك مارکو را درباره شدت و فراوانی اثرات جانبی داروهای ضدرتروویروسـی محـک میزند و همچنین از او درباره اثرات "سودآور" الکل بر اضـطراب و افسـردگی، کنترل پذیری نشانه های ترك الکل، و پیامدهای منفی پایبند نبودن میپرسـد. روانپزشک یک رویکرد عقلانی و غیر رهنمودی را انتخاب میکند تـا از رفتـار خشم آمیز و اجتنابی مارکو دوری کند. با استفاده از روش ایفـای نقـش، او بـه مارکو کمک میکند تا رفتارهای موثر ارتباطی را فرا گرفته و بتواند بـا پزشـک خود درباره مشکلات احساسی صحبت کرده و از مصرف الکـل قبـل و بعـد از رابطه جنسی دوري کند.

سوء مصرف الکل و مواد عوامل خطرناکی براي عفونت HIV بوده و میتوانند به طـور قابـل تـوجهی بـر مسیر بیماريهای مرتبط با HIV تاثیر بگذارند. اسـتراتژی هـای کـاهش آسـیب بـر اسـاس رویکـرد کـاهش محدودیت قانونی، به همراه درمان جامعه نگر و برنامه های آموزشی میتواند به طور قابل ملاحظه ای مـدیریت بالینی بیماران HIV و اختلال مصرف مواد را بهبود بخشد.

مراقبت HIV و مدیریت مواد یا الکل بایستی به طور مناسب توسط یک سرویس یکپارچه تأمین گردد که موارد پزشکی، روانشناختی، و عوامل اجتماعی کمک کننده به اختلال مصرف مواد بتواند بررسی شـود. تاثیر مداخلات چند رشته ای در کمک به تغییر رفتار مصرفکنندگان الکل و مواد ثابت شده است. روانشناسان ممکن است نقش کلیدی در تنظیم تلاشهـای چنـد رشـته ای بـرای مـدیریت مشـکلات شخصیتی، روانشناختی، و ادراکی داشته باشند که در مصرف کنندگان مواد بـا سـرولوژی مثبـت HIV بیشتر اتفاق می افتد.