سوء مصرف الکل تا چه اندازه روی پایبندی به درمان موثر است؟

سوء مصرف الکل تا چه اندازه روی پایبندی به درمان موثر است؟

سوء مصرف الکل میتواند تغییرات عمیقی در رفتار و ادراك ایجاد کند. همچنـین ایـن عامل مهمی در پایبند نبودن به نسخه های دارویی است. احتمال بروز عدم پایبندی در بیماران الکلی بیشتر از مصرف کنندگان هرویین است. در حالی که آنهایی که HIV دارند میگویند مصرف الکل بـه آنها کمک میکند تا بتوانند با اختلالات خلقی، اضطراب و افسردگی مربوط به سرولوژی مثبت HIV مقابله کنند. مسمومیت الکلی با بدخلقی، افسردگی، اضطراب، بازداري زدایی، و اختلال در داوری همراه است. سوء مصرف الکل بر توانایی افراد در مصرف صحیح داروهای HIV تاثیر می گذارد. بیمـاران الکلی اغلـب سـطح پـایین خودکارآمدی داشته و معتقدند که درمان با داروهای ضدرتروویروسی پیچیده تر از آن اسـت کـه بتوانند آن را جزو فعالیت های روزانه قلمداد کنند. به علت ناخوشایندی نشانه های ترك، بسیاری قادر به ترك الکل نیسـتند تا بتوانند بیشتر به بیماری HIV خود برسند.

در درمان بیماران الکلی، کنترل و مدیریت کافی نشانه های ترك بسیار اهمیت دارد. تا زمانی کـه بیمار ثبات پیدا نکرده و از نشانه های ترك رنج میبرد، درمان سوء مصرف الکل نباید شروع شود. در غیاب عوارض پزشکی جدی، سندرم ترك الکل معمولا گذرا بوده و خودبخود کاهش پیـدا می کنـد. درمان ترك علامتی و پیشگیرانه است. در حال حاضر بنزودیازپینها اثر داروی انتخـابی بـراي درمـان تـرك هستند. براي بیمارانی که بیماري کبدی هم دارند، اوکسازپم پیشنهاد میشود. درمان نشانه های ترك بایسـتی شامل دوزهای بـالایی از ویتامین ها بـه ویـژه تیـامین باشـد تـا مـانع ایجـاد نوروپـاتی محیطی و سـندرم ورنیککورساکوف گردد.

درمان الکلیسم دو هدف را دنبال میکند:

ترک مصرف الکل

بهبود بخشیدن به مشکلات روحی مرتبط با الکلیسم

بسیاری از بیماران تاثیر بازدارنده دی سولفیرام را در پایبندي به پرهیز خود مـوثر مـی داننـد. برخـی هـم ممکن است از برنامه دوازده گام یا دیگر رویکردهاي روان درمانی سود ببرند. روانپزشک براي مارکو کلرودیازپوکساید تجویز میکنـد و برنامـه ي دوازده گام را پیشنهاد مینماید اما مارکو زیر بار نمیرود. دو هفته بعد مارکو بـه واحـد روانپزشکی باز میگردد و براي اتفاقی که در جلسه قبل افتـاده اظهـار نـدامت میکند. او اقرار میکند که از زمان ویزیت قبلی خودش با زنی که نمیشـناخته رابطهي جنسی داشته اما از هیچ نوع وسیله ایمنی استفاده نکرده است. این نوع رفتار مخاطره آمیز اغلب بعد از مصرف الکل در پارتیها اتفاق میافتد. 

مطالعه موردی: مردی باسرولوژی مثبت HIV و اعتیاد به الکل

مارکو، 37ساله توسط مرکز بیماريهای عفونی به واحد روانپزشـکی ارجاع داده می شود کـه سـال گذشته تشخیص عفونت او را داده بودند. او اخیرا با پزشک معالج خود جر و بحثی درباره ی سوء مصرف الکل داشته است. او عصبانی شده و ناسزا گفته و درباره درمان ضدرتروویروسـی خـود بسـیار انتقاد دارد. برای او قابل درك نیست که چرا او باید داروهای تجویزی خود را ادامه دهـد. او احسـاس سلامتی میکند و به خاطر سپردن شیوه استفاده از داروهایش را مشکل میداند. همچنـین او مـدعی است که داروهای HIV به او کمک نمی کنند. وقتی که روانپزشک مشاور موضوع سوء مصرف الکل را پیش میکشد مارکو عصبی می شود. او ادعا میکند که مصرف الکل راهی است بـرای مقابلـه بـا اضطرابش. مصرف الکل حال او را بهتر میکند تا مصرف تمامی داروهای ضدرتروویروسی.

مطالعات بسیاری تاثیر سوء مصرف الکل را بر رفتار جنسی مرتبط با انتقال عفونت HIV ثابت کرده اند، افراد الکلی دید منفی نسبت به مصرف کاندوم دارند و بیشتر احتمال دارد که بـا افـراد زیـادی، روابط جنسی داشته باشند نسبت به کسانی که از الکل سوء استفاده نمیکنند. این ممکن است ناشـی از تـاثیر بازداريزدایی الکل در رفتار جنسی باشد.