بیماران در زمینه عوارض جانبی بلند مدت درمان HIV با چه مسایلی روبرو خواهند شد؟

بیماران در زمینه عوارض جانبی بلند مدت درمان HIV با چه مسایلی روبرو خواهند شد؟

درمان HAART اغلب همرا با تغییرات ظاهری بدن همراه است و باعث به وجود آمدن حالات تردید در بیماران می شود. هنگامی که بیماران مبتلا به HIV شاهد تغییرات فیزیکی خود هستند، اغلب زنگ خطری را احساس کرده، به راحتی به حاشیه رانده شده و بیمار تلقی می شوند. براي برخی، درمان بدتر از انتظار مرگ کشیدن است.

درمان HAART همراه با افزایش کلسترول و تری گلیسیرید و همچنین دیابت شیرین است که ریسک مرگ زودهنگام ناشی از مشکلات قلبی و سکته را افزایش می دهد. عوارض جانبی باعث می شوند بیماران نسبت به درمان شان مردد باشند.

درمان بث روی این تردید تمرکز دارد. او گزینه هایش را به ویژه گزینه ترك درمان ضدویروسی را مد نظر قرار می دهد؛ ولی در پایان تصمیم می گیرد به درمان ادامه دهد. او از تغییراتی که در بدنش ایجاد شده اندوهگین بوده و مسایل عمیق تری را در ارتباط با ارزش و عزت خود درك می کند. در پایان، به درجه ای از پذیرفتن این شرایط رسیده و حس عدم اطمینان را تحمل می کند. او بهتر می تواند ارزش خود را مستقل از ظاهر فیزیکی اش تعریف کند.

در طی آن سال، بار ویروسی او شروع به افزایش می کند و تعداد سلول SD4 او کاهش می یابد. پروتکل درمانی دیگری را امتحان می کند ولی نمی تواند حالت تهوع، دل پیچه و سر دردهای ناشی از آن را تحمل کند. این مرحله، به طور جدی در مورد قطع درمان ضدویروسی فکر می کند.

زمانی که درمانگر با بیماری که تصمیم به پایان درمان HAART گرفته روبه رو می شود. باید چه مسایلی را مد نظر قرار دهد؟

بسیاری از بیماران پیشروی بیماری در ضمن درمان هاي ترکیبی را یک شکست شخصی تلقی می کنند. گاهی این حالت شدت یافته و احساس می کنند عزیزان شان و یا حتی افرادی که تاکنون در گذشته اند را ناامید کرده اند. برخی بیماران احساس می کنند دیگر بیمارانی که با بیماری مشابه دست و پنجه نرم می کنند از آنها دوری می نمایند زیرا آنها بیان کننده آسیب پذیری شان هستند. پیشرفت بیماری اساسا با انکار روبرو می شود. زمانی که بیمار تصمیم به قطع درمان می گیرد، درمانگر نگران انگیزه این تصمیم است. او می خواهد مطمئن شود:

  • تصمیم براساس اطلاعات به روز است

  • تصمیم تاثیر گرفته از اختلال شناختی، روان پریشی، یا سندروم های درمان شونده افسردگی نیست

  • بیمار از مزایا و مضرات تصمیم کاملا آگاه است

  • این تصمیم رفتار خودکشی محسوب نمی شود

بث گرفتار عوارض جانبی درمان است و درنهایت تصمیم به توقف درمان می گیرد. او برخی نشانه های افسردگی را دارد ولی به نظر می رسد این افسردگی با تضعیف روحیه ناشی از عوارض جانبی مرتبط است. هیچ نشانه ای از اختلال شناختی یا روان پریشی ندارد. درمانگر او با پزشک معالجش صحبت میکند. پزشک معتقد است به خاطر مقاومت زیاد گونه ی ویروسی او، پروتکل درمانی فعلی آخرین شانس وی می باشد. در طی ماه های بعد، بث احساس بهتری دارد و تصمیم می گیرد روان درمانی را متوقف کند.

چند ماه بعد دوباره بث برای درمان باز می گردد در حالی که این بار در مورد این حقیقت که تعداد سلول های CD4 اش به کمتر از 100 سلول در میلی متر مکعب رسیده بسیار ناراحت است. او متوجه شده در مقابل این بیماری آسیب پذیر تر شده است. او ذهنش درگیر مرگ است و با ایجاد کوچکترین نشانه ها دچار اضطراب شدیدی می شود. برای مثال، در طی یک سرماخوردگی ساده تلاش می کند فعالیت هایش را افزایش دهد تا احساس امنیت داشته باشد. دائما این نگرانی را دارد در صورتی که تنها باشد خواهد مرد. بسیار احساس تنهایی و ترس می کند و کنترل کمی بر اتفاقاتی که برایش می افتد دارد. بث با اعتقادات کلیسای کاتولیک بزرگ شد ولی سال ها پیش از دین سازمان یافته ناامید شد.