دوسوگرایی چه ارتباطی با زندگی با عفونت HIV دارد؟

دوسوگرایی چه ارتباطی با زندگی با عفونت HIV دارد؟

دوسوگرایی به صورت "وجود همزمان احساسـات و افکـار متضـاد" تعریـف مـی شـود. بـه عنـوان مثـال: "میخواهم زندگی کنم اما بخشی از من میخواهد بمیرد"، "من ارزش درمان شـدن دارم امـا احسـاس گنـاه میکنم زیرا دوستانم در گذشته اند". با پیدایش HAART ،دستورکار درمانی براي مبتلایان بـه HIV شـامل موارد ذیل است: کمک به آنها به منظور کشف دوسوگرایی نسبت به درمانها، ایجـاد امیـد و بـه دسـت آوردن تعادلی که بتوانند زندگیشان را ادامه دهند. در ارزیابی جوانب مثبت و منفی HAART، روانپزشک و بیمار باید با تعدادی از منابع دوسوگرایی روبرو شوند که شامل:

  • پذیرفتن بیماری. مصرف داروهای HIV نیازمند مواجهه با انکار شخص است که بیماریش بـه مرحله ای رسیده است که باید از HAART استفاده کند. برای برخی افراد، داروها یـادآور ایـن حقیقت هستند که آنها بیمار هستند.

  •  پیچیدگی رژیم ضدویروسی. پیچیدگی رژیـم دارویـی و عـوارض جـانبی احتمـالی منجر بـه دوسوگرایی میشود. برخی از داروها همچون افاویرنز ممکن است عوارض جانبی روانی مهمی نظیر رویاهای زنده و احتمال افسردگی در برداشته باشـند کـه مـی توانـد بـراي بیمـار بسـیار آزاردهنده باشد و در تواناییش در پايبندي به درمان موثر باشـد. پـیش از تصـمیم بـه شـروع درمان با HAART، بیمار می بایست فکر کند تا چه اندازه میتواند عوارض جانبی آزاردهنـده را با هدف سودبردن از این روش تحمل کند. با ظهور عوارض جـانبی پـیش بینـی نشـده، ایـن مساله اغلب باید دوباره بررسی شود.

  • ترس از افشاشدن. پیروی از پروتکل دارویی پیچیده بیمار را وادار به افشاي بیماریش می کنـد که ممکن است باعث شرمندگی او از این داروها و درمانها شود.

  • نیازهای مربوط به پايبندي. به منظور جلـوگیری از مقاومـت ویروسـی، درمـانگر مـی بایسـت راهکارهایی براي بهبود پایبندي بیمار مشخص کند. ایـن مـورد بـه ویـژه بـراي افـرادی کـه موادمخدر تزریقی استفاده کرده اند، افرادي که بیماريهای روانی جدی و مـداوم داشـته انـد و زندگیشان معمولی نبوده است بسیار اهمیت دارد. بررسی ها نشان داده اند بـیش از 90 درصـد پایبندي براي جلوگیری از ایجاد مقاومت دارویی که شیوه زندگی را بحرانی میکند لازم است. براي برخی بیماران، ارزیـابی توانـایی در پایبنـدي بـه درمـان منجـر بـه تـاخیر در اسـتفاده از HAART میشود. این تاخیر تا زمانی که بیماري روانی آنها یا مشکل سوء استفاده آنها بهتـر کنترل شود ادامه مییابد. درمانگر میبایست به بیمار در مورد مسایل اعتماد بـه نفـس کمـک کند تا او بتواند از خود دفاع کرده و به درمان پایبند بمانند.

  • مسایل مربوط به تصویر بدن. افراد آلوده به ویروس HIV که از داروهای ضدویروسی اسـتفاده می کنند اغلب مشکلات دیستروفی و دیگر عوارض جانبی ظاهري HIV را تجربـه مـی کننـد (بخش 1 در مورد مرور پزشکی ببینید.). برخـی افـراد ایـن تغییـرات ظـاهری را بـه عنـوان از دست دادن یکپارچگی بدن قلمداد میکنند که منجر به آسیب خـود شـیفتگی مـی شـود. بـرای برخی بیماران، این عوارض جانبی آزاردهنده تر از خود بیماری است و باعث می شـود آنهـا بـه درمان پایبند نمانند.

  • نگرانی در مورد امکان درمان در آینده. برخی بیماران نگرانند اگر درمان را از هـم اکنـون آغـاز کنند ممکن است منجر به مقاومت ویروس شده و روی توانایی آنها در یافتن ترکیـب مـوثر در آینده تاثیرگذار باشد.

مالکوم با روانپزشکش در مورد مسایل مرتبط با HAART کار مـی کنـد. زمانی که شروع به از دست دادن بافت عضلانیش میکند، ابتدا از ادامه درمـان طفره میرود. او رژیمی را در پیش میگیرد که عـوارض جـانبی را بـه حـداقل برســاند. از آنجــایی کــه تستوســترون ســرم او در ســطح پــایینی قــرار دارد، تستوسترون تزریق کرده و با دنبال کردن برنامـه ورزشـی مناسـب بـه تقویـت عضلانیش می پردازد. پس از چند هفته، احساس بهتري در مورد خود داشته، به برنامه خود پایبند مانده و بهندرت دارویی را فراموش میکنـد. در طـی چنـدین ماه، تعداد سلولهای CD4 او به 350 سلول در میلیمتر مکعب می رسـد و بـار ویروسی او غیرقابل کشف می شود. مالکوم جلسات روادرمانگری را قطع کرده و با شیوه زندگی که انتخاب نموده راحت اسـت. او امیـدوار اسـت رژیـم دارویـی بیماریش را تا زمانی که درمان بهتری برای HIV کشف شود کنترل کند.