عوامل مرتبط با افزایش خطر خود آزاری عمدی در بیماران مبتلا به عفونت HIV کدامند؟

عوامل مرتبط با افزایش خطر خود آزاری عمدی در بیماران مبتلا به عفونت HIV کدامند؟

خطر خودآزاری عمدی در افرادی که سابقه خودآزاری را قبل از تشخیص HIV داشته اند بیشتر است. همچنین در کسانی که در گذشته یا حال دارای سابقه روانی خصوصاً افسردگی، مصرف مواد و اختلال شخصیتی بوده اند.

افزایش خطر خوادآزاری عمدی در دو مرحله گزارش شده است:

  • بلافاصله بعد از تشخیص HIV، به ویژه اگر تشخیص غیرقابل انتظار باشد و یا خبر بدون همدردی و بی ملاحظه داده شود.

  • در عفونت پیشرفته HIV خصوصاً اگر شخص در حال مقابله با مشکلات سلامتی و عوارض جانبی درمان باشد.

  • از نظر بالینی، هرگونه بحرانی در پیشرفت بیماری می تواند بالقوه برای کسانی که به فکر پایان دادن به زندگی خود هستند خطرناك باشد.

  • احتمال دارد HIV یکی از بسیار عواملی باشد که به خطر خودآزاری کمک می کند. عوامل دیگر شامل: مشکلات رابطه ای (از جمله جدایی و طلاق)، مشکلات شغلی، مشکلات سازگاری با افزایش طول عمر و داغ دیدگی.

مطالعه موردی

تفکر خودکشی در یک فردی که مدت زیادی از ابتلای او به HIV می گذرد و حالا با افت سلامت جدی روبروست. رابرت مرد 48 ساله ای است که 7 سال پیش HIV در او تشخیص داده شده بود. او ناشر موفقی بود که به دلیل مشکل سلامتی مجبور به توقف کار شده بود. پنج سال پیش او بقدری خوب شده بود که توانست به صورت پاره وقت کار کند اما در دو سال گذشته سلامت او رو به زوال رفت. او خستگی و عوارض جانبی ناشی از درمان ضد رتروویروسی را تجربه کرده است، از جمله مشکلات لیپودیستروفی و گوارشی. شش ماه قبل رابرت مجبور شد کار خود را ترك کند. او تا حد زیادی از حمایت شریک خود پیتر برخوردار بود و پیتر هم می خواست کار خود را ترك کند تا بتواند از رابرت مراقبت کند.

این روزها رابرت بطور منظم به بیمارستان می رود. هنگامی که پرستار از او خون می گرفت او بطور غیر معمولی عصبانی شد و پرستار را متهم کرد که عمدا باعث ناراحتی او شده است. اما او فورا اظهار پشیمانی کرده و عذرخواهی نمود. در طول مشاوره با پزشک خود رابرت دوباره اظهار ندامت کرده و به حس عصبانیت و ضعف روحیه خود در مقابل افت سلامتی اش، از دست دادن استقلال خود و بودن بار بر دوش شریک خود اعتراف کرد. او بطور غیر منتظره ای راجع به اینکه زندگی اش ارزش زنده ماندن ندارد صحبت کرد و طی سوالات عمیق تر اعتراف کرد که اغلب در مورد چگونگی پایان دادن به زندگی خود در صورت بدتر شدن سلامتی اش فکر کرده است. رابرت شوریده، پریشان و گریان شد و نیاز به زمان زیادی داشت تا خود را جمع و جور کند. پزشک رابرت درباره وضعیت روانی و افکار خودکشی او نگران شد و فکر کرد که آیا او نیاز به بستری شدن در یک بیمارستان روانپزشکی و درمان روانپزشکی دارد. او از روانپزشک رابرت خواست تا رابرت را پیش از ترك درمانگاه بطور سرپایی یا بستری تحت سنجش کامل قرار دهد.

آیا رابرت بایستی فوراً و بصورت غیر داوطلبانه (با توجه به قوانین محلی) بستری شود؟

در حالی که افکار خودکشی می تواند نشانه افسردگی ماژور بوده و نیاز به درمان تخصصی داشته باشد، اغلب تفکرات خودکشی در بیماران HIV نشانه افسردگی نیستند بلکه بخشی از روند عادت به یک بیماری غیرقابل پیش بینی می باشند. افکار خودکشی ممکن است تامین کننده سوپاپ اطمینان برای حس وحشت و پریشانی ناشی از وضعیت فعلی و آنچه ممکن است در آینده اتفاق بیافتد باشند. از نظر روانشناختی، این افکار آنها تامین کننده حس کنترل و یا راه فرار در زمانی که شرایط دیگر قابل تحمل نباشد هستند. افکار خودکشی همیشه باید جدی گرفته شوند. مراقبان حرفه ای بایستی به بیماران اجازه دهند که بار را از دوش خود برداشته و آنها را در نگرانی خود در اتاق مشاوره یا بخش بستری سهیم کنند. مراقبان حرفه ای بایستی مخمصه ای که فرد در آن قرار گرفته را درك کرده و به او توضیح دهند که بهتر است از متخصص کمک بگیرد. برای این که فکر ملاقات روانپزشک ممکن است بعضی بیماران را به وحشت بیاندازد، موضوع ارجاع بایستی با حساسیت بحث شود.

رابرت با دیدن روانپزشک موافقت نمود. وقتی که با او ملاقات کرد به او توضیح داد که او و شریکش اغلب درباره خودکشی به عنوان انتخاب آخر گفتگو کرده اند، اما تاکید کرد که او احساس نمی کرد که هنوز به آن نقطه رسیده است. او امیدوار بود که هنوز کیفیت زندگی نسبتاً خوبی را تا مدتی داشته باشد. او دو دل بودن خود را در مورد تمام کردن زندگی اش تشخیص می داد، اما موافق بود که چنین تصمیمی بایستی بعد از تفکر بسیار گرفته شود نه به طور آنی. او آرامش بیشتری داشت و از اینکه پزشک ش احساسات او را جدی گرفته بود تا حدی خیالش راحت شده بود، حتی اگر به این معنی بود که باید فورا ارزیابی روانپزشکی می شد. روانپزشک نیازی برای بستری در بیمارستان روانپزشکی نمی دید و ترتیبی داد که رابرت و همسرش را هفته بعد در درمانگاه ملاقات کند و از او خواهش کرد که در صورت بروز هر گونه مشکلی پیش از ملاقات بعدی او را آگاه سازد.