چگونه درمانگران باید خود آزاری عمدی را در بیماران مبتلا به اچ آی وی بسنجند؟

چگونه درمانگران باید خود آزاری عمدی را در بیماران مبتلا به اچ آی وی بسنجند؟

درخواست برای سنجش سلامت روان معمولا زمانی اتفاق می افتد که فرد برای نتایج مصرف بیش از حد یا خودزنی تحت درمان قرار گرفته است. زمان سنجش مهم است زیرا که تاثیرات دارویی مواد و یا درمان می تواند توانایی شخص را برای به یاد آوردن حوادث تحت تاثیر قرار داده و او قادر به توصیف کافی مسایل نباشد.

  • سنجش سلامت روانی اهداف بسیاری را داراست

  • توضیح دلایل اقدام

  • شفاف سازی درجه قصد به خودکشی به هنگام اقدام

  • مشخص نمودن اینکه شخص اختلال روانی دارد

  • شناسایی مشکلات جاری

  • دریافت کمک های مناسب بیشتر

شناسایی شرایطی که به اقدام می انجامد

درمانگر بایستی شخص را به توصیف جزییات وقایع مرتبط با اقدام در یکی دو روز قبل تشویق کند، از جمله شرایط پیرامون خودآزاری و مشکلات روبرو شده. این توصیف به شناسایی وقایع کلیدی، مشکلات و عوامل کمک کرده و نیز به درك قصدهای فرد در آن هنگام کمک می نماید. زیرا که عوامل دیگر به جز عفونت HIV هم می تواند منجر به افکار خودکشی شوند، و مهم است که روشن گردد که آیا HIV منجر به اقدام شده است و اگر این طور است چگونه.

تعیین درجه قصدخودکشی

درمانگر بایستی پرسش های کاوشگرانه ای بکند: در آن هنگام شخص تنها بود؟ آیا منتظر کسی بود هیچ گونه اقدامی برای کشف نشدن صورت گرفته بود؟ آیا عمل به یکباره بود یا با نقشه قبلی؟ انتظار چه نتیجه ای از این اقدام داشته است؟ آیا یادداشت خودکشی باقی گذاشته شده بود؟ آیا فرد آرزو داشت بمیرد؟

سنجش خطر جاری خودکشی یا خودآزاری بیشتر

درمانگر بایستی اقدام به کشف نشانگرهای اپیدمیولوژیک شخصی و بررسی سابقه بیمار بنماید تا ایده ها و قصدهای جاری شخص شفاف گردد. آیا شخص از زنده بودن پشیمان است؟ آیا شخص دارای یک شبکه اجتماعی و منابع حمایتی می باشد؟ درمانگر می تواند با استفاده از بررسی وضعیت روانی به سنجش خطر کمک کند.

سنجش وضعیت روانی و تاریخچه کامل

درمانگر بایستی معین کند که آیا فرد از اختلال روانی مانند افسردگی ماژور رنج می برد.

مشخص کردن مداخله سلامت روانی بیشتر

همچنین درمانگر بایستی هر گونه کمک بیشتری که خود نیاز داشته باشد جهت مقابله با مسوولیت دیگر شناسایی نماید. چه نوع کمکی برای فرد قابل پذیرش است؛ آیا داروهای اعصاب مورد نیاز است؛ آیا باید شخص در بخش روانی بستری شود؟ آیا فرد حاضر به رفتن به بیمارستان هست؟ اگر نیست، آیا باید او را مجبور به رفتن کرد؟