مداخلات غیردارویی اختلالات افسردگی در بیماران HIV چیست؟

مداخلات غیردارویی اختلالات افسردگی در بیماران HIV چیست؟

مدیریت بهینه ی اختلالات افسردگی در بیماران HIV به ابعاد زیستی -روانی - اجتماعی بیماری اشاره دارد.

  • در روان درمانی حمایتی درمانگران بایستی آموزش های زیر را به بیمار بدهند تا با توجه به پیشرفت  بیماری شبکه امنی برای خود ایجاد کنند: اطلاعات درباره بیماری، درمان، خدمات اجتماعی، جامعه و منابع مراقبت های سلامت. آموزش باید شامل پیش اگهی و مدیریت HIV و شرایط همراه آن بوده و همچنین آموزش مراقبت های سلامتی پیشگیرانه از جمله پیشگیری از انتقال به شرکای جنسی آینده می باشد.

  • گروه درمانی شناختی-رفتاری ممکن است اضطراب و افسردگی را کاهش دهد و زمینه ای برای حمایت و آموزش روانی تهیه نماید.

  • روان درمانی بین فردی  تاثیر گذاری خود را برای درمان افسردگی در بیماران HIV نشان داده است.

مادران کودکان که مسئولیت مراقبت آنها را به عهده دارند، رژیم ضد رتروویروسی را خیلی کم رعایت می کنند. و ممکن است به آموزش درباره ی مزیت های رعایت رژیم دارویی و همچنین مداخله هایی که باعث بهبود این رعایت می گردد نیاز داشته باشند.

در ساندرا اختلال سازگاری همراه با مخلوطی از اضطراب و خلق افسرده تشخیص داده شده بود و او شروع به استفاده از سیتالوپرا نمود که بعلت کم بودن خطر تداخل دارو به دارو، درمانگرش برای او تجویز کرده بود. این دارو با دوز یک بار در روز هم نشانه های افسردگی و هم نشانه های اضطراب را به خوبی پوشش داد. ساندرا از طریق کلیسا به یک گروه حمایتی HIV برای زنان پیوست و در آنجا به آرامش فوق العاده ای دست یافت، زیرا که می توانست هراس خود را بازگو و پردازش کند. با کمک معنویت بازیافته ی خود، او قادر بود که با خشم و چیزهای از دست رفته خود کنار بیاید. او در گروه موفق به تشکیل یک شبکه حمایت جدید و مهم شد که وی را تشویق به اولویت دادن به سلامت خود می نمود تا اینکه همیشه اول به سلامت و بهزیستی فرزندانش بیاندیشد. مسئول پرونده ی او که از طریق کلیسا برای او تعیین شده بود، آموزش و حمایت های لازم را به او ارایه کرد و او را قادر به یافتن مسیر خود در سیستم خدمات اجتماعی و منابع پزشکی نمود و نهایتا وسایلی در اختیار او قرار دادکه او توانست استقلال خود را باز یافته و سلامت روانی خود را بازسازی کند.

مطالعه موردی: مردی با زوال شناختی و افسردگی

سزار مردی 54 ساله، مطلقه با سرولوژی مثبت HIV و اسپانیایی تبار است. او در حالی که واکنشی از خود نشان نمی داده توسط یک رهگذر به بخش اورژانس آورده شده بود. وقتی که شرایط فکری او بهبود یافته بود، به پزشک بخش اورژانس گفته بود که با مصرف بیش از حد هرویین سعی به خودکشی داشته است. آزمایش ادرار او برای اوپیوییدها، بنزودیازپین ها، و کوکایین مثبت بود. وقتی که سزار از نظر پزشکی ثبات پیدا کرده بود به بخش روانپزشکی منتقل شد.

او قبلاً به عنوان کارگر ساختمانی مشغول به کار بود و 4 سال قبل از کار کردن دست کشید. او یک سابقه ی چهارماهه ی خلق افسرده شدید، بی خوابی، و افکار خودکشی را گزارش کرده است. نشانه های دیگر شامل کاهش اشتها به همراه کاهش 20 کیلویی وزن، کمبود انرژی، کمبود توان تمرکز، و ا حساس ناامیدی و بی ارزشی می باشد. هیچگونه نشانه روان پریشی گزارش نکرده است. سابقه ی زندگی روانی او قابل توجه است. او قبلا دو بار سعی در خودکشی داشته، همچنین دارای سابقه ی طولانی وابستگی و سوءاستفاده مواد بوده که تاکنون ادامه داشته است. او سابقه مصرف مواد مخدر، کوکایین، الکل، و بنزودیاپین ها را داشته است. در حال حاضر در یک برنامه ی متادون درمانی شرکت دارد اما تا بحال چندین بار مصرف داشته.

او سابقه خانوادگی وابستگی به کوکایین دارد و مادرش هم خودکشی کرده است. سزار برای اولین بار 10 سال قبل مبتلا به عفونت HIV تشخیص داده شد. در حال حاضر شمارش سلول CD4 او 14 سلول در میلی مترمکعب و بار ویروسی اش 100 هزار نسخه در میلی لیتر می باشد. او راجع به مصرف داروهای ضد رترو ویروسی خودش زیاد مطمئن نیست و اظهار می کندکه همه ی داروهایی را که برای درمان او تجویز شده بود بخاطر نمی آورد. اما معتقد است که اخیرا تغییری صورت نگرفته. آخرین رژیم دارویی او شامل زیدوودین، لامیوودین، و افاویرنز می شد، اما در بهترین حالت پایبندی او به رژیم دارویی متناوب بوده است. سزار ذکر می کند که رژیم دارویی او اغلب باعث کابوس برای او می شود. طی مصاحبه، بیمار خوشایند است، اما در سوالهای مستقیم گیج بنظر می رسد. روحیه اش افسرده است و عاطفه اش سرخورده اما متناسب با خلق اش است. افکارش منطقی است و هدفمند اما وقتی در مورد سوء مصرف مواد حرف می زند اندکی حاشیه روی می کند. او هیچگونه هذیان گویی یا توهم آشکاری ندارد، و به محرك های داخلی هیچ توجهی ندارد. هیچ نوسانات قابل ذکری در سطح آگاهی او وجود ندارد و کاملا حواس جمع است.

ارزیابی شناختی نشان می دهد که او در حافظه کوتاه مدت و تفریق سری 7 مشکل دارد. نمره ی آزمون کوتاه وضعیت روانی او 21 از 30 می باشد. نتایج آزمایشگاهی او هیچ چیز مهم غیر عادی را بجز پایین بودن سلول های سفید خون نشان نمی دهد. ام ار ای از سر او آتروفی زیر قشر مغزی را نشان می دهد. هیچ آتروفی قشر مغزی یا تغییرات در ماده ی سفید قابل ذکر وجود ندارد.

تشخیص افتراقی چیست؟

ممکن است در چهار ماه گذشته سزار افسردگی ماژور پیدا کرده باشد. تشخیص افتراقی افسردگی در عفونت HIV را می توان در جدول زیر مشاهده نمود. تمام نشانه های این بیمار منطبق بر تشخیص افسردگی ماژور است: او دو بار سعی کرده بود خودکشی کند و این واقعیت که مادر بیمار اختلال سوء مصرف مواد داشت و خودکشی کرده بود به تایید ژنتیکی این تشخیص کمک می کند. به هر حال، با توجه به سابقه ی سو مصرف مواد و عفونت HIV او، نمی توان بطور قطعی تشخیص اختلال اولیه عاطفی را دارد.

یک اختلال در خلق ناشی از مشکلات پزشکی در دوره پیشرفت بیماری بیشتر محتمل است. برای مثال:

  • گزارش های متعددی عفونت های فرصت طلب را با افسردگی مرتبط دانسته اند.

  • ایجاد بدخیمی ثانویه دستگاه اعصاب مرکزی ثانویه به نقصان ایمنی با نشانه های خلقی مرتبط است

  • کم کاری غدد جنسی در عفونت HIV پیشرفته، غیر معمول نیست و ممکن است با نشانه های افسردگی مرتبط باشد.

تشخیص افتراقی افسردگی در عفونت اچ آی وی

سزار در معرض کمبود مواد غذایی مرتبط با سوء مصرف طولانی مدت مواد نیز می باشد. کمبود ویتامین ب 12 یا فولات با ایجاد نشانه های افسردگی ارتباط دارد.

همچنین احتمال اینکه نشانه های او در اثر مصرف یا سوء مصرف مواد و دارو باشد وجود دارد. او مصرف طولانی مدت چندین ماده از جمله الکل، کوکایین، هرویین، بنزودیازپین ها و متادون را گزارش می کند. او استفاده از این مواد روانگردان را تا زمان پذیرش در مرکز درمانی ادامه داد که می تواند باعث افسردگی او شده باشد. بسیاری داروهای ضد رترو ویروسی از جمله زیدو وودین، مهارکننده های پروتیاز و آلفا – اینترفرون هم با افسردگی مرتبط هستند. در واقع، افاویرنز، دارویی که سزار متناوباً مصرف می کرد دریافته اند که باعث اثرات جانبی روانی-عصبی از جمله، افسردگی، بی خوابی، سردرگمی ، و خیالبافی، در 50 درصد بیماران می شود. به علت عوامل متعدد و قابل توجه استرس زا در زندگی سزار، این امکان وجود دارد که اختلال سازگاری ویا داغدیدگی در او ایجاد شده باشد. از آنجایی که بنظر نمی رسد که سزار هیچگونه عامل جدید تنش زا داشته باشد، این نوع تشخیص کمتر محتمل است، میزان اختلال سازگاری در مردانی که بیشتر از یک سال است که از عفونت HIV خود باخبر شده اند قابل اغماض است.